تبلیغات
▓▒░ ¨°•○●♥هم مسیر بهــشت♥●○•°¨ ░▒▓ - تو خوده آرامشی...❤


▓▒░ ¨°•○●♥هم مسیر بهــشت♥●○•°¨ ░▒▓

هوآخـوآه تــوآم جآنــآ و میدآنــم کهـ میدآنــی

+خوشگلاسیون نمودندم همسری اومد چندتا عکس توپ انداختندیم :)

+دیشب نورچشممان عدسی را میل نموده وخیلی تعریف نمودندی چون داخلش قارچ و ذرت هم برای شکیل شدن ریختندی و تاثیری در طعم نداشتندی... :)

+خاندان شوی ضیافت را به جمعه ناهار موکول کردندی....

+ یک اتفاق خیلی خوب و شیرینی که برام افتاد این بود که

دیشب ساعت23:37 دقیقه من و همسر در اقدام به سر میبردیم که یهو تیلیفون زنگ زد :)

و ما پرسیدیم عه الان کیه ؟؟؟؟ آخه سابقه نداشت...

همسرک رفت تلفن را برداشتندی دیدم از مدل احترامی حرف زدنش یعنی از طرف خانواده منه.....

❤بابایی❤ بووووووووود :))))))))))

بسی با شوی حرف زدندی بعدش با من حرف زد

بعد با من حرف زد گفتم:دلت تنگ شده؟؟؟؟ گفت:آره،امروز زنگ نزدی؟

گفتم:چرا منتها احتمالا مامان نگفته ..... :)

❤خــــداجون این مردقلب منه....خیلی هواشو داشته باش.....

+{اسم بابامتو گوشی {قلبـــ❤ـم } سیو کردم...^_^}

تاریخ پنجشنبه 7 آبان 1394سـاعت 07:15 ق.ظ نویسنده فاطمـهـ نظرات()| |

MisS-A

مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ