تبلیغات
▓▒░ ¨°•○●♥هم مسیر بهــشت♥●○•°¨ ░▒▓ - باز امشب دل دیوونه میگیره همش بهونه،آه... :(


▓▒░ ¨°•○●♥هم مسیر بهــشت♥●○•°¨ ░▒▓

هوآخـوآه تــوآم جآنــآ و میدآنــم کهـ میدآنــی

دیروز مراسم سوم امام برگذار شد و همونظور که میدونستم دلخوری پیش اومد....

که به جهنم.....تمااااااام.....سال دیگه نمیرم.....

عصر رفتیم دوشنبه بازار{ دوتا پادری،گل کلم،کرفس،موز}

بعدش رفتیم فروشگاه خرید کردیم....

شب هم که قرمه سبزی ناهارو داغ کردم خوردیم....

دوباره مراحل اقدامو شروع کردم...

اما باید یه وقت دکتر {ارتوپد--»زانو وکمر دردم}{کیستم} بگیرم...

امروزم مامانم اینا اومدن خونم براشون یه دیزی مشتی گذاشتم،که خعلی دوس داشتن ^_^

براشون قارچ سوخاری درست کردم مامانمم اولین بار بود میخورد گفت:خوشمزه اس ها

بابام گفت:بلدیاااااا :)

بابام مرغامو برام خرد کرد،مامان شستو گذاشتمیخچال....{خب من از مرغ بدم میااد،همسریم بلد نیس -_- مامانش توخونه پاک میکرد... -_-}

منم با مامان ترشیمو گذاشتم :)

بنده خدا مامانم ظرفامو شستو رفت :) خیلی هپلی میشم وقتی مامانم هس :)

خدایی وقتی مامانم هس کلا خیالم راحته {البته خودمونیماااا اصلا کارم درست نی :| :)}

همسری دیر اومد بخاطر کارش..

مامان اینا ساعت ۵عصر رفتن....منم خوابید باهمسری خوابیدم...

الانم برم یه معجون درست کنم....

بعدش شامو گرم کنم بعدم لالا.....

مامان همسری اینا قراره این هفته بیان خونمون.... -_-

راستش خیلی دلم گرفته..... بوی حسادت از من می آید همی.... :(

حسادت به مادر شدن....هعی.... :(






تاریخ سه شنبه 5 آبان 1394سـاعت 08:28 ب.ظ نویسنده فاطمـهـ نظرات()| |

MisS-A

مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ